پخش زنده
دانلود اپلیکیشن اندروید دانلود اپلیکیشن اندروید
English عربي
707
-
الف
+

تلخ‌ترین درام شهرام شاه حسینی

در این گزارش نگاهی به سریال «هشت و نیم دقیقه» ساخته شهرام شاه حسینی انداخته‌ایم.

در این گزارش نگاهی به سریال «هشت و نیم دقیقه» ساخته شهرام شاه حسینی انداخته‌ایم.

به گزارش آی‌فیلم، «هشت و نیم دقیقه» داستان خانواده علی اکبر تاجیک (سیامک اطلسی) است که دو پسر دارد؛ امیر و احسان، که از میان آن ها حساب خاصی روی امیر (پژمان بازغی) و همسرش یکتا (شبنم قلی خانی) باز کرده است. تاجیک رابطه خوبی با احسان و همسرش ندارد و یک شب با احسان (سام درخشانی) وارد مجادله می‌شود و در مسیر انتقال به بیمارستان او و امیر دچار سانحه می شوند و فوت می‌کنند. پس از آن یکتا بر سر میراث تاجیک با احسان برادر همسرش و فروغ (آشا محرابی) دچار چالش می‌شود و ... .

فروغ بر اساس کینه های قدیمی مدام پی انتقام  است، در این راه دوست وکیل یکتا، نسرین(فرناز رهنما) به کمک او می آید. از آن طرف فرزین (بهرنگ علوی) دائما در پی تحت فشار قرار دادن یکتا است. او در عین حال وارد یک رابطه عاشقانه با یلدا (الهه حصاری) خواهر یکتا می شود و ... .

عمده ترین ایراد سریال شهرام شاه حسینی عدم تمرکز بر داستان اصلی سریال و به تبع آن ناتوانی در پرداخت تمام و کمال کاراکتر «یکتا» است. در «هشت و نیم دقیقه» داستان به موقع و کوبنده شروع می شود، مرگ دو کاراکتر اصلی در همان قسمت های ابتدایی برگ برنده ای است برای جذب مخاطب و همین اتفاق هم می افتد. مخاطب با شروع کوبنده همراه می شود، اما در ادامه بسط داستان و دنیای کاراکترها توازن کافی ندارد. ما باید با مشکلات «یکتا» پیشینه و خصوصیات اخلاقی آشنا شویم و با حرکت روی خط سیر اصلی داستان با مجموعه ای که درمورد اوست همراه شویم، اما اشتباه محاسباتی نویسندگان سریال کار را چند پاره می کند؛ بزرگ شدن داستان های فرعی تا حدی است که داستان اصلی در سایه قرار می گیرد.

اصلا خرده روایت ها مثل ماجرای خانم وکیل و پسرک معلولش تا حدی در داستان قرار می گیرد که دو کار کرد داشته باشد؛ یکی پیشبرد و بسط خط اصلی داستان و شخصیت اصلی است، یعنی با مشاهده خرده روایت، داستان اصلی را بهتر و بیشتر درک می کنیم و مورد دوم هم ایجاد تنوع است. اگر به هر دلیل در هر فیلمنامه خرده روایت ها سهمی بیشتر از حد داشته باشند، موجب عدم تمرکز بر داستان اصلی می شوند و هم میزان همراهی مخاطب با کار کم می شود وهم کارگردان مجبور به برش های متوالی برای پیگیری آدم های داستانش است.

در همین مجموعه در قسمت های میانی کار، برش های زیادی از داستان های رنگارنگ سریال داشتیم؛ دوربین اخوان و همسرش را نشانمان می داد؛ خانه غم زده، زن سرطانی، اوضاع عاطفی نامساعد. بعد برش سریع به نیرنگ های فرزین و اوضاع سیاه او. بعد برشی دیگر به یکتا و بعدتر برشی به احسان و فروغ و ... سرگیجه ای که اجازه پیوند محکم درام با کاراکتر را نمی‌دهد و از همین نقطه پای درام می لنگد! چون تا کاراکترش در آستانه جان گرفتن است، دوربین با او قهر می کند و داستان دیگری تعریف می شود. اتفاقی که در نتیجه این پرسه های متوالی می افتد این که ملودرام را کاراکترهایش جلو نمی‌برد، بلکه متکی به اتفاقات مختلف می شود. یعنی جذابیت سریال روی اتفاقات متوالی سوار می شود و تنها عامل پیوند بیننده با مجموعه و جذابیت و گیرایی آن، سیر سلسله‌وار حوادث است.

این اتکا به اتفاقات، بُعد رئالیسم سریال را ضعیف می کند. در واقعیت این حجم از اتفاقات و این قدر توطئه چینی در یک بازه زمانی کوتاه تا حد زیادی به ندرت رخ می دهد. پس سریال برخلاف رسالت های اخلاقی پنهانی که دارد اصلا از دنیای واقعی خارج می شود و فضایی حتی سورئال پیدا می کند. چیزی فرا واقعیت! در نتیجه سریال مال مخاطب نمی شود و او این دنیا و آدم ها را از خودش نمی داند، پس همذات پنداری تا حد زیادی اتفاق نمی افتد.

انگار نشسته ایم قصه ی آدم هایی را می بینیم که شاید جذاب و پر از موقعیت های ملتهب است (مثل "نه گفتن" ناگهانی فرزین به یلدا که بیشتر یک فانتزی شوک آور است تا اتفاقی واقعی و قابل باور) اما مال ما نیست و ما نمی توانیم خودمان را جای آن ها بگذاریم. اصلا آدم هایی که در دل موقعیت های غیر واقعی وجود دارند، قاعدتا خودشان هم باید غیر واقعی باشند و مشکل بعدی از همین جا سر بر می آورد؛ کاراکترهایی که در «هشت و نیم دقیقه» بیشتر به قصه ها می آیند تا به کوچه و خیابان.

تصاویر سریال هشت و نیم دقیقه

هشت‌ونیم دقیقه در آی‌فیلم+آنونس

دانلود نماهنگ سریال هشت و نیم دقیقه

در صدر آدم های غیر واقعی «یکتا» قرار دارد؛ زن بیوه جوانی که برای برادرش چک می کشد، مراعات برادر شوهرش را می کند، حتی در مقابل پرخاش او صبوری می کند. در مقابل تمام گستاخی های خواهر کوچکتر نهایتا لب‌هایش را گاز می گیرد. تحمل می کند، خم به ابرو نمی آورد، عزت نفس دارد و هر چه که یک وجود تمام و کمال نیاز دارد، او یک جا در خودش جمع کرده! کاراکتر سفید داستان که کلا واقعی نیست.

از آن طرف آدم بدهای داستان هم بدی هایشان تکوین یافته نیست و صرفا شرارت آن ها را باید با نگاه باسمه ای به دوربین دریابیم. فرزین هر بار که نیت توطئه ای دارد، چشم هایش را تنگ می کند و دوربین با کلوزاپی خبر از نیرنگی می دهد.

بدی او تصنعی و کلیشه ای بود و اصلا اگر فرض کنیم که این داستان حکایت دو قطبی جن و پری است، بد و خوبش در نیامده و آن تقابلی که باید ایجاد نشده. خوب هایش آنقدر دوست داشتنی نیستند و بدهایش هم نه آن قدر که باید نفرت انگیز و بدتر از همه این ها این که آدم های سیاه و سپیدی که در نیامده اند، دیالوگ هایی می گویند مثل: «انتقام منو آروم نکرد».

 

فیلمنامه «هشت و نیم دقیقه» مملو از اشتباهاتی است که در طراحی داستان و شخصیت ها وجود دارد. اتفاقی که از نقطه اوج داستان به بعد هم در سطحی دیگر ادامه می‌یابد. در هم ریختگی قصه های مختلف باعث شده فیلمنامه در توزیع مناسب و حرکت داستان الکن عمل کند. از جایی به بعد صرفا با موقعیت هایی مواجه بودیم که در سکون بودند و عمدتا در 5 قسمت انتهایی اتفاق خاصی نیفتاد. سریال از جایی به بعد ماند و حرکت نکرد و با آن پایان عجیب و غریب تیر خلاص هم به کار وارد شد. انگار که «خانه دختر» در کارنامه شاه حسینی یک استثنا بود که آن هم بیشتر وامدار فیلمنامه جسورانه پرویز شهبازی بود.

گاهی تعریف کردن یک داستان با جهان‌شمولی بیشتر و با تمرکز و وسواس بسیار کاراتر از تعریف کردن داستان های بسیار با شتاب است. اولی دسته بیشتری از مردم را درگیر می کند و فکر و فرهنگ می آورد، اگر که آمیخته با پند و اندرز نباشد. دومی اما شاید مخاطب را پای تلویزیون بنشاند، اما پس از چندی از ذهن‌ها می‌رود و آورده‌ای نخواهد داشت.

بیشتر بخوانید:

مشاهده و دانلود سریال «هشت و نیم دقیقه»

بازیگر نقش اصلی سریال «هشت و نیم دقیقه» کیست؟

م ن/ س م

نظر شما
ارسال نظر