پخش زنده
دانلود اپلیکیشن اندروید دانلود اپلیکیشن اندروید
English عربي
332
-
الف
+

زوج دیرباز-درخشانی یا جمشیدی-درخشانی؟

کارگردان «نابرده رنج» در گفتگو با آی‌فیلم از فضای ساخت این سریال سخن گفت.

شبکه آی‌فیلم به بهانه پخش سریال «نابرده رنج» از این شبکه، گفتگویی اختصاصی با «علیرضا بذرافشان» کارگردان این سریال انجام داده است. 

به گزارش آی فیلم، سریال «نابرده رنج» نخستین تجربه «علیرضا بذرافشان» در سریال سازی است. سریالی که تلاش می کند در بستر تاریخ معاصر و دهه 1360 قصه خود را در پیوند با دوران جنگ تعریف کند. قصه ای که هم سویه های خانوادگی و اجتماعی دارد و هم سویه های کمدی.

این مجموعه اولین بار در سال 90 از شبکه سوم سیما پخش شد که با استقبال بالای مخاطبان همراه شد. به بهانه بازپخش این مجموعه از شبکه آی فیلم با بذرافشان کارگردان سریال گفت و گو کردیم که در ادامه می خوانید:

به نظرمی رسد سریال نابرده رنج یک ژانر ترکیبی است که هم مایه های کمیک و طنز دارد و هم به مسئله جنگ می پردازد و به ژانر دفاع مقدس نزدیک می شود و هم رگه هایی از ملودرام اجتماعی در آن دیده می شود. خودتان نابرده رنج را در کدام گونه می بینید؟

من با ملودرام اجتماعی مخالفم. شاید بتوان آن را در یک خوانش کلی یک درام اجتماعی دانست اما ملودرام نه. به نظر من نابرده رنج یک کمدی جنگی است که در بستر مسائل خانوادگی قصه خود را روایت می کند. ضمن این که ردپای درام ماجراجویانه را هم در آن می بینیم. واقعیت این است که سریال های تلویزیونی را نمی توان در قالب ژانری خاص به معنای متعارفش قرار داد و سریالی مثل نابرده رنج از عناصر و مولفه های ژانرهای مختلفی بهره می برد اما مولفه های دو ژانر کمدی و جنگی در آن پررنگ تر است.

نمونه های سینمایی این ساختار را می توان در فیلم هایی مثل «لیلی با من است» یا «اخراجی ها» هم پیدا کرد که هم یک کمدی جنگی است و هم مثل نابرده رنج شخصیت اصلی آن از یک ضدقهرمان به قهرمان تبدیل می شود.

اساسا این مدل قصه و ژانر کمدی جنگی نه فقط در ایران که در سینمای جهان هم نمونه های زیادی دارد. منتها باید به تفاوت «نابرده رنج» با دو فیلمی که نام بردید اشاره کنم. در اینجا شخصیت اصلی قصه یعنی اسد با بازی کامبیز دیرباز یک ضدقهرمان به معنای متعارفش نیست؛ مثل رضا مثقالی در مارمولک یا مجید سوزوکی در اخراجی ها. آنها شخصیتی لمپن داشتند که به تدریج و به واسطه تحولاتی که پیدا می کنند از یک ضدقهرمان به قهرمان بدل می شوند؛ اما اسد جوان ساده و خوش باوری است که دغدغه خانواده اش را دارد و برای این که آنها را از فقر نجات دهد به دنبال گنج می رود. در واقع ما در اینجا با شخصیت لات و لوت مواجه نیستیم. اتفاقا برعکس اخراجی ها که کامبیز دیرباز شخصیت لمپن داشت، اینجا خیلی ساده و خوش خیال است و حسن نیت دارد. شاید بتوان گفت شخصیت ضدقهرمان این قصه سام درخشانی در نقش عماد است. برخلاف اغلب نقش هایی که سام درخشانی در گذشته بازی کرده و نقش های مثبت بود، من از او برای ایفای نقش منفی استفاده کردم که به نظرم به خوبی جواب داد.

جالب این که در ذهن مخاطب امروزی سام درخشانی و پژمان جمشیدی به عنوان یک زوج کمدی شناخته می شوند اما شما در نابرده رنج از زوج دیرباز –درخشانی استفاده کردید!

چقدرخوب شد به این نکته اشاره کردید. دقیقا همینطور است. پیش از زوج جمشیدی-درخشانی ما شاهد زوج دیرباز-درخشانی در نابرده رنج بودیم که خیلی هم با هم هماهنگ شدند و حتی می شد از این الگوی شخصیت پردازی در آثار دیگر هم استفاده کرد.

از جمله ویژگی های نابرده رنج بستر تاریخی قصه در دهه 60 است که از یک سو به قصه جنگ و دوران جنگ پیوند خورده و از سوی دیگر زندگی اجتماعی در آن دوره را هم بازنمایی می کند. به نظر می رسد این سریال اجرای سختی داشته و من فکر می کنم به عنوان نخستین تجربه سریال سازی، کار سختی را پذیرفتید و ریسک کردید.

خودم از بچه های دهه شصت هستم و آن دوره را با گوشت و پوست خودم لمس کردم و می شناسم. یک سویه قصه ما به دوران جنگ برمی گشت و بالطبع باید دهه 60 را به تصویر می کشیدیم، منتها مشکل کار در این نبود چون اگر قصه ما کاملا یک قصه جنگی بود و در فضای جبهه و خاکریز می گذشت مشکل خاصی به لحاظ اجرا نداشتیم و شهرک دفاع مقدس یا مناطق جنگی جنوب برای لوکیشن کافی بود؛ اما ما یک قصه شهری هم داشتیم که باید فضای شهری و سبک زندگی مردم در دهه 60 را بازسازی می کردیم و این به شدت کار دشواری بود. شاید اگر می خواستیم قصه خود را مثلا در دوران قاچار یا پهلوی تعریف کنیم، کار راحت تر بود و مثلا شهرک غزالی به ما امکان این کار را می داد؛ اما واقعا ساختن فیلم و سریال در دهه 60 دشوار است چون تغییر و تحولات اجتماعی و تکنولوژی و سبک زندگی به قدری زیاد بوده که کمتر یک لوکیشن را که به آن دوران نزدیک باشد، می توان پیدا کرد. به نظرم باید برای تامین لوکیشن قصه های مربوط به دهه 60 یک شهرک سینمایی ویژه تاسیس کرد تا دچار مشکل نشد. شما حتی در کوچه ها و خانه های قدیمی هم یک علمک گاز می بینید که آن زمان نبود. در بخش تصویربرداری داخل شهری واقعا گروه تولید دچار مشکل هستند و مدام باید مراقب باشند تا نشانه و علامتی از دوران جدید در صحنه نباشد و به اصطلاح سوتی ندهند. ما در سریال نابرده رنج به دلیل حجم بالای صحنه های شهری خیلی با این چالش مواجه شدیم و یکی از مهم ترین سختی های کار همین بود.

آیا نام سریال از همان ابتدا نابرده رنج بود؟ چون یک کم عنوان سختی به نظر می رسد؟

بله، چون هم در قصه موضوع گنج یابی را داشتیم و هم در ضرب المثل معروف که نابرده رنج گنج میسر نمی شود. اما در نهایت این گنج به مفاهیم ملی و میهن پرستانه پیوند می خورد. اسد که به دنبال گنج بود آن را در جبهه و دفاع از میهن می یابد. و آن خانه پدری که دغدغه او بود به دغدغه و خانه بزرگ تری به اسم وطن بدل می شود. ما سعی کردیم مفاهیم و موقعیت انسانی جنگ را که مثل یک گنج و گنجینه اخلاقی بود، از دل قصه استخراج کنیم.

نظرتان درباره بازپخش این مجموعه از شبکه آی فیلم چیست؟

هم ممنون و سپاسگزارم و هم یک گله دارم. در بازپخش سریال ها گویی یک تدوین مجدد اتفاق می افتد و کنداکتور زمانبندی قسمت ها تغییر می کند. در واقع پایان هر قسمت همان پایانی نیست که ما لحاظ کرده بودیم. در حالی که پایان بندی هر قسمت آگاهانه و حساب شده بود و هدفی دراماتیک را دنبال می کرد. اما الان با پس و پیش شدن پایان هر قسمت آن ساختار به هم ریخته و من از دوستان آی فیلمی تقاضا دارم که سریال ها بر اساس زمانبندی کارگردان و تهیه کننده سریال بازپخش شود.

مصاحبه از: سیدرضا صائمی  

بیشتر بخوانید:

درگیری اسد پنبه و عماد

اسد آتش به اموال عماد زد

فاش شدن راز قدیمی برای اسد

نظر شما
ارسال نظر