پخش زنده
دانلود اپلیکیشن اندروید دانلود اپلیکیشن اندروید
English عربي
571
-
الف
+

پایتخت 3 کمدی ترین فصل آن است

حسن وارسته یکی از نویسندگان سریال «پایتخت» درباره ساخت این سریال با آی‌فیلم به گفت‌وگو پرداخت.

حسن وارسته یکی از نویسندگان سریال «پایتخت» درباره ساخت این سریال با آی‌فیلم به گفت‌وگو پرداخت.

به گزارش آی‌فیلم، از جمله ویژگی های سریال «پایتخت»، نگارش فیلمنامه های آن به شکل گروهی بود. پایتخت نویسندگان مختلفی را تجربه کرده که قطعا یکی از مهمترین نویسندگان آن "حسن وارسته" بود که در نگارش فیلمنامه های فصل دوم و سوم و چهارم با این مجموعه همکاری داشته است.  از جمله کارهای مهم او در این مجموعه خلق شخصیت های بهبود و رحمت و فهیمه بوده است.

به بهانه بازپخش فصل های دو و سه این سریال با حسن وارسته به عنوان یکی از نویسندگان «پایتخت» به گفتوگو نشستیم که در ادامه میخوانید:

*از ویژگی های سریال پایتخت، تیم نویسندگان آن بود. برای خیلی از مخاطبان همواره این پرسش مطرح است که این نویسندگان چگونه کار می کنند. آیا تقسیم کار می کردید و مثلا هر نویسنده چند قسمت را می نوشت یا همه قسمت ها با همفکری نویسندگان به نگارش در می آمد؟

فیلمنامه پایتخت تقریبا در یک اتاق فکر و با مشارکت نویسندگان شکل می گرفت و نمی توان گفت فلان سکانس توسط فلان نویسنده یا فلان صحنه توسط نویسنده دیگر نوشته شده. گرچه نگارش های انفرادی هم وجود داشت. مثلا در پایتخت 2 که من دعوت به کار شده بودم تقریبا یک دوم فیلمنامه تا قسمت پلمب شدن رستوران را تنهایی جلو بردم که بعد با تولید همزمان شدیم که من از "محسن تنابنده" خواستم نویسنده ای در کنارم باشد که همفکری کنیم. در واقع در نگارش های فردی هم باز مشورت و همفکری آقای تنابنده و دیگر دوستان وجود داشت؛ از جمله کورش نریمانی که در فصل دوم در کنار ما قرار گرفت که از زمانی که کامیون به تهران می رسد و ماجرای جایزه صدا و سیما پیش می آید، با ما همفکری کرد. واقعیت این است که  ما در پایتخت، «شاه پیرنگ» به معنای متعارفش نداریم. یک مبنا قرار می دهیم برای اینکه مثلا قرار است نقی یک گنبد و گلدسته ای را از شمال به جنوب ببرد. حالا با هم فکر می کنیم که چه اتفاقاتی را می توان برای این سفر طراحی کرد که جذاب باشد. در واقع ما یک موقعیت را در نظر می گیریم و طراحی می کنیم و با همفکری به پردازش و شاخ و برگ دادن آن می پردازیم. در این مدل معمولا از دل قصه قبلی، قصه بعدی خلق می شود.

 به عبارت دیگر یک موقعیت را در نظر می گیریم و به شکل گروهی درباره آن حرف می زنیم و در نهایت به یک نقطه مشترک می رسیم و همان را به نگارش در می آوریم.

بیشتر بخوانید:

همکاری معمولی‌ها و ارسطو با نیروی انتظامی

دستگیری باباپنجعلی توسط نیروی انتظامی

دانلود و تماشای سریال «پایتخت۱»

*به نظرم یکسری مولفه های مشترک به عنوان شاه پیرنگ هم می توان برای پایتخت در نظر گرفت که مهم ترین آن ماجرای سفر و حرکت و مهاجرت است که به غیر از پایتخت 4 در قسمت های دیگر مبنای قصه است

بله، مهاجرت پایه اصلی پایتخت1 بود. ما سعی کردیم همین مولفه را در پایتخت های بعدی هم بگذاریم که در فصل 2 و 3 شاهد آن بودیم. اما پایتخت 4 به دلیل اینکه مناسبتی بود و برای ماه رمضان ساخته شده بود و طولانی ترین قسمت پایتخت بود، امکان قصه ای جاده ای و سفری وجود نداشت. به طور کلی ما در پایتخت بر مبنای موقعیت پیش می رفتیم و هر موقعیتی، مقتضیات دراماتیک خود را ایجاب می کرد. در ترسیم بسیاری از این موقعیت ها به تجربه های زیسته نویسندگان ارجاع شده است. مثلا در پایتخت2 در قسمت پلمب شدن رستوران یکی از بستگانم که پلیس بود، برای من تعریف کرده بود که مغازه ای را پلمب کردیم و متوجه نوزادی که در آن قرار داشت، نشدیم. ما از همین موقعیت و اتفاق در سکانس پلمب رستوران استفاده کردیم.

*اتفاقا یکی از دلایل موفقیت پایتخت، مماس بودن اتفاقات و قصه آن با واقعیت های زندگی است که مردم در زندگی شخصی خود تجربه کرده اند...

دقیقا. بسیاری از موقعیت های پایتخت، خاطرات مشترکی است که مردم آن را در زندگی خود تجربه کرده اند. ما سعی کردیم همین خاطرات مشترک را دراماتیزه کرده و به تصویر بکشیم. حتی شخصیت های قصه، هر کدام نماد آدم هایی است که ما در پیرامون خود می بینیم و شاید خودمان یکی از آنها باشیم.

*و با اینکه شخصیت ها در بستر خرده فرهنگ های شمال و در یک فضای بومی روایت می شوند، اما همه مردم از اقوام مختلف با آنها ارتباط برقرار کرده اند و در واقع سریال پایتخت و شخصیت های آن، با هویت بومی، محبوبیت ملی پیدا کرده است.

همینطور است. شخصیت ها و کاراکترهای پایتخت فارغ از اینکه به کدام منطقه از ایران و خرده فرهنگ ها و سنت های آن تعلق دارند، توانسته خصلت های ملی را هم در خود گنجانده و بازنمایی کند و به همین دلیل مخاطب ایرانی با هر قومیت و اهل هر استانی بودن، توانسته ردپای خود و اطرافیانش را در آن پیدا کند. یادم هست سر پایتخت 3 که هنوز خشایار الوند به ما ملحق نشده بود، ما درگیر این بودیم که قسمت اول را از کجا شروع کنیم. من با تنابنده سر فیلم لامپ صد در دلیجان بودیم که در آنجا یک بولوتوسی دستم رسید که مربوط به یک عروسی در یکی از اقوام ایرانی بود که در حال رقص و پایکوبی بودند که از داربست می افتند. همان موقع من از طریق سرچ دراینترنت یک جشن عروسی در خارج از کشور را هم دیدم که چنین اتفاقی در آن رخ داده بود و یهو سقف تالار عروسی پایین می آید. همین اتفاق را از طریق گفت و گوی با هم به موقعیتی کمیک که در قسمت های اول پایتخت3 می بینم تبدیل کردیم. برای قسمت های بعد، خشایار ایده ورزش کشتی را مطرح کرد که با توجه به اینکه مازندران مهد کشتی ایران است، نقی را در شمایل یک پیشکسوت کشتی تعریف کنیم. می خواهم بگویم که قصه ها به این شکل و با مراجعه به واقعیت های اجتماعی و زندگی روزمره مردم شکل گرفت و ما این موقعیت های گوناگون را در پایتخت به درام و طنز بدل کردیم. در نهایت اینکه من پایتخت را یک کمدی اجتماعی می دانم

*آقای وارسته! برآیند دیدگاه مخاطبان و منتقدان نشان می دهد که پایتخت 2 و 3 بیش از فصل های دیگر محبوب بوده و رضایت مردم را در پی داشته که شما در هر دو، یکی از نویسندگان بودید. خود شما کدام یک از فصل های پایتخت را بیش از بقیه دوست داشتید؟

خب اگر بگوییم پایتخت 2 به دلیل اینکه چند قسمت اول آن را خودم نوشتم، ممکن است متعصبانه به نظر برسد. اما فصل 2 را به این دلیل دوست دارم که در آن یک سری شخصیت ها خلق شدند که در آن سهم داشتم؛ مثل رحمت و بهبود و فهیمه. همچنین جاده ای بودن قصه پایتخت2 هم جذابیت های خاصی برای من داشت که دوستش دارم. گرچه معتقدم هیجانی که در فینال  نتیجه گیری فصل3 وجود دارد در فصل2 نیست. با این حال فصل دوم آغاز همکاری من با مجموعه پایتخت است و برای من خاطره انگیز است. ضمنا فکر می کنم ذائقه جدیدی درکمدی در فصل 2 ایجاد شد که قبلا تجربه نکرده بودیم؛ اما در نهایت به نظرم پایتخت 3 کمدی ترین فصل پایتخت است. ضمن اینکه در فصل 3 شخصیت ها شکل گرفته بودند و جایگاه خود را پیدا کرده بودند.

بیشتر بخوانید:

ماجراهای بابا پنجعلی در پایتخت

جواب منفی به ارسطو در آخرین قسمت

بیننده فصل سوم پایتخت از آی‌فیلم باشید

*جالب اینکه برخلاف خیلی از مجموعه های کمدی که کاراکترها تیپ سازی می شوند، در اینجا شخصیت پردازی شده و در واقع به جای تیپ با شخصیت مواجهه هستیم

دقیقا. به این دلیل که در اینجا ما با درام مواجه هستیم نه یک مجموعه طنز فانتزی و آیتمی. حتی در دل پایتخت به عنوان یک مجموعه کمدی ما شاهد صحنه های تراژیک و غم انگیز هم هستیم؛ مثل درد دل نقی سر مزار مادرش. من و خشایار الوند به دلیل اینکه با اکثر قسمت های پایتخت همکاری داشتیم، شناخت بیشتری نسبت به این شخصیت ها پیدا کردیم و حتی در اتاق فکر و نگارش هر کدام خود را جای یکی از کاراکترها می گذاشتیم و از منظر او به نوشتن قصه دست می زدیم.

*هر کدام از کاراکترها و شخصیت ها جذابیت و نمک خاص خود را دارند. خود شما کدام یک از این شخصیت ها را بیشتر دوست دارید؟

خب من چون در خلق شخصیت های بهبود و رحمت و فهیمه نقش داشتم، این سه شخصیت را خیلی دوست دارم؛ اما شاید دربین آنها، بهبود برای من جذابیت بیشتری دارد به ویژه بهبود در پایتخت 3. زمانی که بهبود را برای پایتخت2 می نوشتم به تنابنده گفتم من این شخصیت را خیلی دوست دارم که ایشان گفت خودت آن را بازی کن. بعد جلوتر که رفتیم آنقدر این شخصیت شیرین شده بود  که محسن گفت: نه! باید برای این نقش یک بازیگر حرفه ای بیاورم. درست هم می گفت با اینکه من با انگیزه بازی کردن در این نقش، بهبود را نوشتم اما نمی توانستم به توانمندی آقای "مهران احمدی" این نقش را بازی کنم؛ ولی به هر حال بهبود از آن شخصیت های بود که دلم می خواست بازی اش کنم.

مصاحبه کننده: سید رضا صائمی برای وبسایت آی‌فیلم

م ن / س م

نظر شما
ارسال نظر