پخش زنده
دانلود اپلیکیشن اندروید دانلود اپلیکیشن اندروید
English عربي
242
-
الف
+

نگاهی به فیلم تنهایی به بهانه پخش از آی‌فیلم

تله فیلم «تنهایی» بدون شک یکی از بهترین نمونه های فیلم های تلویزیونی است که شاهد پخش آن از شبکه آی فیلم بودیم.

تله فیلم «تنهایی» بدون شک یکی از بهترین نمونه های فیلم های تلویزیونی است که شاهد پخش آن از شبکه آی فیلم بودیم.

به گزارش خبرنگار آی‌فیلم، این فیلم به کارگردانی حجت قاسم زاده اصل است که نخستین سریال تولیدی آی فیلم یعنی «یادآوری» نیز توسط او ساخته شد. «تنهایی» با درونمایه ای آشنا و فرم و ساختاری منسجم، روایت ستایش آمیز از نهاد خانواده در فرهنگ ایرانی است.

قصه از این قرار است که حمید(شهاب حسینی) به جرم قتل شوهر خواهرش در زندان به سر می‌برد. رئیس زندان به او سه روز مرخصی میدهد. او وقتی به خانه می‌رسد دلیل این سه روز مرخصی را میفهمد. پدر حمید در حال احتضار است. سوری (لاله اسکندری) و رضا (امیر حسین مدرس)، خواهر و برادر حمید از حضور او در خانه ناراحتند. آنها حمید را عامل این مصیبت میدانند و با او بدرفتاری می‌کنند. آنها همواره حس می کنند که نسبت به حمید به عنوان برادر بزرگتر مورد بی توجهی و بی مهری قرار گرفته اند. مادر این بیحرمتی رضا و سوری را تحمل نمی‌کند و راز قتل شوهر سوری را فاش می‌کند. در واقع در یک درگیری و اختلاف خانوادگی شوهر سوری توسط پدر به شکل ناخواسته به قتل رسیده اما حمید به دلیل کهولت سن پدر و جایگاه و اعتبار او، قتل را به گردن می گیرد و زندان و مصیبت هایش را تحمل می کند. در واقع حجت قاسم زاده اصل در «تنهایی» تلاش می کند ضمن آسیب شناسی روابط و مناسبات خانوادگی، اهمیت جایگاه و کارکردهای عاطفی و انسانی آن را صورت بندی کند.

در فرهنگ ایرانی هیچ نهادی به اندازه خانواده و روابط خانوادگی واجد ارزش و اعتبار نیست و دقیقا به همین اندازه بسیاری از آسیب های روانی و اجتماعی ما از همین نقطه و کانون عاطفی برمی خیزد. امروزه شاهد فروپاشی بسیاری از ارزش های خانوادگی هستیم که پایه های زندگی را سست و لرزان کرده وهمدلی وهمبستگی خانوادگی را کمرنگ نموده. اغلب اختلافات خانوادگی ناشی از سوتفاهم و عدم درک متقابل و خطاهای شناختی از یکدیگر است. چنانکه رضا و سوری به دلیل همین سوبرداشت و عدم شناخت درست از حمید، نسبت به برادر بزرگترشان دچار کینه و نفرت شده بودند و در پایان وقتی لایه های پنهان ماجرای قتل شوهر سوری آشکار و رمزگشایی شد، سوتفاهم ها برطرف و حس بردارانه و خواهرانه به وضعیت طبیعی خود برگشت. در سکانس پایانی شاهدیم که وقتی حمید سطل آب را روی جنازه پدرش می ریزد رضا دست هایش را روی شانه های او می گذارد تا تاکیدی بر صلح و دوستی مجدد باشد.

کارگردان تلاش می کند با فاصله گذاری و دیالوگ های به اندازه از فرو غلتیدن قصه در دام سانتی مانتالیسم اخلاقی و اغراق در احساسی گری جلوگیری کند و به جای اینکه عواطف مخاطب را بیش از اندازه درگیر کند، فضایی برای تامل و تفکر بیشتر درباره قصه فراهم آورد. ضمن اینکه از دوقطبی سازی شخصیت ها پرهیز می کند. نه رضا و سوری را خیلی سیاه نشان می دهد و نه حمید را خیلی سفید و بی نقض. گرچه در این قصه، حمید در موقعیت قهرمانانه قرار می گیرد اما شخصیتی خاکستری از او ترسیم می شود. مثلا اینکه او در جایی به رضا می گوید بلند می شوم و می زنمت یا در ابتدای فیلم معتقد است مرد باید سر حرفی که زده و کاری که انجام داده بماند، ولی در انتها به این نتیجه می رسد که مرد کسی است که فرار کند! در واقع در فیلم ما نه با آدم خوب مطلق مواجه می شویم نه آدم بد مطلق اما درنهایت خوب بودن و اخلاقی زیستن به مثابه روش و منش زندگی در بستری دراماتیک صورت بندی می شود و به دلیل همین لحن و زبانی که فیلمساز برای بازنمایی قصه خود انتخاب کرده، پیام و مفهوم اخلاقی قصه در درون مخاطب نفوذ کرده و به دل می نشیند.

«تنهایی» نه کم دیالوگ است نه حراف اما حرفش را به اندازه و درست در قالب فرمی منجسم و شسته رفته می زند و مبتلاء به شعارزدگی نمی شود. آنچه از منظر روایت و کارگردانی در این فیلم قابل تامل است مماس بودن فرم و مضمون در جهت بازنمایی و روایت درست و تاثیر گذار قصه است. حجت قاسم زاده اصل که هم نویسنده و هم کارگردان فیلم است و هم اساسا در هر دو حوزه فیلمنامه نویسی و کارگردانی فعالیت می کند به خوبی بین قصه و متن با اجرا و روایت آن انطباق ایجاد کرده و پردازش او از قصه و شخصیت پردازی هایش از ماهیت و قابلیت های درام بیرون نمی زند.

بیشتر بخوانید:

ببینید: سکانسی از فیلم سینمایی تنهایی

شهاب حسینی با تنهایی به آی‌فیلم می‌آید

عنوان فیلم هم انتخاب هوشمندانه ای است. تنهایی در نسبت با نهاد خانواده بازنمایی می شود تا تاکیدی بر این شعر حافظ باشد که "من از بیگانگان هرگز ننالم / که با من هرچه کرد آن آشنا کرد". به عبارت دیگر کانون گرم خانواده وقتی درگیر تنش های درونی می شود دچار سردی شده که حاصلش تنهایی آدمهاست. سخنی که درد جامعه امروز ماست. دردی که درمانش را باید در بازگشت به آغوش خانواده جستجو کرد.

به قلم سید رضا صائمی برای وبسایت آی‌فیلم

 

نظر شما
ارسال نظر