پخش زنده
دانلود اپلیکیشن اندروید دانلود اپلیکیشن اندروید
English عربي
207
-
الف
+

ما همیشه پیکان هستیم!

فیلم سینمایی «باغ های کندلوس» ساخته ایرج کریمی پنجشنبه 18 دی از آی‌فیلم پخش شد.

فیلم سینمایی «باغ های کندلوس» ساخته ایرج کریمی پنجشنبه 18 دی از آی‌فیلم پخش شد.

زنده یاد ایرج کریمی در «باغ‌های کندلوس» دغدغه های فکری و فرهنگی خود را درباره ایرانی مدرن طبقه متوسط در شمایلی نمادین و نشانه شناسانه بازنمایی می کند که به نوعی می توان دغدغه های وجودی انسان معاصر در معنای عام را هم در آن ردیابی کرد. به عبارتی دیگر نبض «باغ های کندلوس» در نوسان حال و آینده می زند و میان تاریخ و خاطره و دغدغه های درونی انسان معاصر از عشق بنا می شود همچون شعری که به تصویر درآمده است. تجربه عاشقانه ازدست رفته ای که در ساختار مدرن زندگی تنها به خاطره ای تبدیل می شود. خاطره ای از دلبستگی که تنها به وابستگی تهی از معنی و گویی به اسطوره ای بدل می گردد که در زمانه معاصر دور از دسترس شده است.

 از سخنان و جست وجوی آن سه مرد قصه  همین نکته برمی آید که آنان به دنبال فهم این اسطوره هستند. رابطه عاشقانه آبان و کاوه برای آنان قابل درک نیست گرچه آنان خود در گذشته ای نه چندان دور این موقعیت پیچیده انسانی را تجربه کرده اند. تجربه ای که امروز تنها در حافظه تاریخی آنان به خاطره ای تبدیل شده است و در پشت ابرهای روزمرگی به فراموشی سپرده می شود و بیش از آنکه چهره ای از واقعیت باشد به رمز و رازی می ماند که باید کشف شود. عشق آبان و کاوه برای آنان تذکر است تا خاطرات فرورفته در ضمیر ناخودآگاه شان را به یادشان آورد و به سطح آگاه ذهن منتقل کند تا مثل عاشقان دوباره به بالا نگاه کنند و دریابند که به قول علی(احسان امانی) خطاب به سعید(مسعود كرامتی) برای دوستی اعتماد لازم است نه هوش!

فیلم می خواهد بگوید خشم درونی از ناتوانی خویش در برون رفت از این پارادوکس عقل و عشق در بستر ساختارهای آهنین جامعه مدرن، بغرنج تر شده است. قهوه تلخی که گویی به تقدیر ذاتی روشنفکری در جامعه ما بدل شده است و انگار از نوشیدن آن گریزی نیست. شوکرانی که از حمید هامون و محمود شایان و مریم بانو گرفته تا علی مشرقی و استاد ادبیات شب های روشن و همین علی و بیژن و سعید باغ های کندلوس از آن نوشیده اند.

 اساسا در ساحت زیست انسانی از تعامل معرفت و محبت گریزی نیست چه بسا معرفت هایی که بر ستون محبت استوار شده است و چه عشق هایی که مبداء معرفت های درونی و بیرونی بوده است. عرفان کهن فرهنگ ما گواه همین معناست. اما تقدیر تاریخی این امتزاج همواره وضعیت «تنهایی» برای روشنفکران ما بوده است. به قول دریا دوست آبان «تنهایی محترم» که زیباشناسی پنهان آن تحمل بودن را افزایش می دهد. تجربه دشواری که همواره دامنگیر طبقه متوسط می شود؛ همان طبقه ای که به قول مارکس دارای روحیات رمانتیک هستند و میان عقلانیت مدرن و حس نوستالژیک سنت سیر می کنند. گاه به آرامش صوری گذشته حسرت می خورند و گاه از غیرمدرن بودن جامعه خود شکوه دارند. لذا نه در طبقه پرولتاریا فهمیده می شوند و نه با فرهنگ بورژوایی سازگار می گردند به همین خاطر فراروایت های کلانی چون عشق برای آنان به آرمانی نوستالژیک می ماند که در حسرت دائمی فقدان در زندگی آنان حضور دارد و اتفاقا متوسط بودن نه صرفا در مسائل معیشتی که در ساحت معرفتی ما ظهور می کند و تنها ادای روشنفکرانه زیستن یا بورژوا بودن برایمان می ماند. اشاره سعید که ماشین ما همیشه پیکان است تاکیدی بر این معناست.

ایرج کریمی موقعیت دراماتیک این طبقه متوسط را در ساختار پیچیده و نمادین روایت خود به تصویر و ضعف تاریخی آنان را در مناسبات عاطفی _ انسانی به نقد می کشد و به نوعی به روانکاوی اجتماعی روشنفکران جامعه ما می پردازد.

  آبان و کاوه همچون نمادی از آرمان حسرت خورده ای هستند که همواره فقدان تاریخی آن در زندگی ما احساس می شود. حسرتی که تداوم عشق آنان را در آن دو زوج رویایی پی می گیرد. حسرتی که زندگی را به یک عاشقانه آرام تبدیل می کند که طبقه متوسط را در فرآیند مدرنیته به طبیعت ناب (سنت) ارجاع می دهد. حسرتی که اگر زندگی کاوه و آبان ادامه می یافت چه بسا دامن آنان را نیز تر می کرد و شاید هویت عاشقانه کاوه از سر آگاهی از مرگ در انتظار آبان مستحکم شده است و حس عاشقانه آبان نیز چه بسا در جبر زمان و روزمرگی ها به احساس تلخ دریا استحاله می یافت که هویت واقعی زن را در ساختار اجتماعی موجود تنها در «مادر بودن» معنا می کرد.

 شاید آبان نیز بعد ها مجبور می شد نقش مادر را برای شوهرش ایفا کند و عشق تنها به خاطره ای بدل می شد که بر اثر حادثه ای (تصادف کاوه و آبان) اتفاق افتاده است و عشق حادثه ای است که سرشت و سرنوشت ما آدمیان متوسط در یک عاشقانه آرام یا ناآرام انتزاعی به آن گره خورده است و به خاطره ای اسطوره ای بدل شده است.

«باغ های کندلوس» عبور از دنیای مدرن و خستگی های کشنده روزمره به درون همین خاطرات اسطوره ای است.

*به قلم سید رضا صائمی برای وبسایت آی‌فیلم

بیشتر بخوانید:

باغ‌های کندلوس را در آی‌فیلم ببینید

صدای منو می‌شنوید، اثری اخلاق‌مدار در ژانر دفاع مقدس +آنونس

نقد فیلم زیارت

نقدی بر سریال ریحانه

/ س م

نظر شما
ارسال نظر