پخش زنده
دانلود اپلیکیشن اندروید دانلود اپلیکیشن اندروید
English عربي
337
-
الف
+

خوشحالم که با خسرو شکیبایی مقایسه می‌شوم

"سلمان فرخنده" بازیگر نقش "عماد" در سریال «مینو» درباره این سریال به گفتگو نشست.

سلمان فرخنده با ایفای نقش در فیلم «پنجاه قدم آخر» کیومرث پوراحمد برای مخاطب عام شناخته شد، هر چند که او پیش از این، سال ها در بر روی صحنه نمایش فعالیت داشت و می نوشت و بازی می کرد. سریال ها و فیلم های رهایی، بچه مهندس 2 و سرگشتگی از دیگر آثاری هستند که فرخنده بازی در جلوی دوربین را با آنها تجربه کرده است. سلمان فرخنده در سریال « مینو » ایفاگر نقش عماد است، جاسوس عراقی که دل به مینو باخته و در میانه وظیفه و دلدادگی سرگشته مانده است.

به گزارش آی فیلم به نقل از ایسنا، فرخنده که در تیم نویسندگان سریال مینو هم حضور داشته می گوید که از ابتدا قرار نبوده او نقش عماد را بازی کند، اما به اصرار امیرمهدی پوروزیری کارگردان این اتفاق افتاده است. او عماد را یک جاسوس و قاتل بی ‌رحم می داند که پر از خشم و هیایو است و می خواهد از خودش انتقام بگیرد. این بازیگر تاکید می کند که با این حال، عماد را خیلی دوست داشته و از بازی در قالب این کاراکتر بسیار لذت برده و خود را فراموش کرده است. او عماد را به نوعی شبیه کاراکتر «هانیبال لکتر» در فیلم «سکوت بره ها» می داند و تاکید می کند که بازی در نقش عماد بسیار جذاب بوده است.

سلمان فرخنده که چه به لحاظ چهره و چه صدا شباهت زیادی به مرحوم خسرو شکیبایی دارد این شباهت را در وهله اول یک تهدید می داند از لحاظ متهم شدن به تقلیدکردن و ادا درآوردن، اما در عین حال اظهار خوشحالی می کند که با کسی مقایسه می ‌شود که تا نوک قله افتخار رفته است.

شبکه آی فیلم به تازگی پخش سریال مینو را به پایان برده است؛ سریالی به کارگردانی امیرمهدی پوروزیری که علاوه بر سلمان فرخنده، بازیگران دیگری چون عباس غزالی، سیاوش طهمورث، محمود پاک‌نیت، پروانه معصومی و مهدیه نساج در آن به ایفای نقش پرداخته اند. به همین مناسبت، سلمان فرخنده بازیگر نقش عماد در این سریال جذاب دفاع مقدسی درباره این سریال به گفتگو نشست.

_ این شب ها تماشاگر سریال مینو از شبکه آی فیلم هستید؟

نه متاسفانه، چرا که این روزها درگیر نوشتن هستم. البته گه گاه که فرصت داشته باشم سریال را تماشا می کنم اما نه به طور مستمر.

_ شما یکی از نویسندگان سریال مینو هستید و در عین حال بازیگر نقش عماد. چگونه شد که این نقش را پذیرفتید؟

از آنجا که کار انتخاب بازیگران سریال مینو هم بر عهده من بود، بازیگران زیادی را برای تست دادن دعوت کردیم. برای نقش عماد هم همینطور. در روزهایی که از بازیگران دیگر تست گرفته می شد خودم بخش‌ های مربوط به عماد را در خوانش فیلمنامه اجرا می ‌کردم. یک روز امیر‌ پوروزیری گفت که دیگر برای نقش عماد از بازیگران برای تست دعوت نکن، چون هیچ کس مثل خودت نمی‌ تواند این نقش را بازی کند.

_ درباره شخصیت عماد و شخصیت پردازی این کاراکتر توضیح می دهید؟

عماد از آن کاراکترهایی است که هر بازیگری دوست دارد نقشش را بازی کند، چرا که پر از پاساژهای حسی و فراز و فرودهای فراوان است. کاراکتری مجزا باید برایش ساخته شود، تا جایی که خود بازیگر یک جاهایی فراموش می ‌شود. با این نقش می‌ توان حال خوشی داشت. عماد یک جاسوس و قاتل بی ‌رحم است که حالا عاشق شده و وقتی عاشق می شود می خواهد تمام ماموریت ها و وظایف خویش را کنار بگذارد و نظرش و نگاهش به زندگی و کاری که انجام می دهد عوض می‌ شود. عماد یک جورهایی شبیه کاراکتر «هانیبال لکتر» در فیلم «سکوت بره ها» است که خیلی جذاب به نظر می رسد. البته با قواعدی که ما داریم نمی توان خیلی روی شخصیت های این چنینی کار کرد. با این حال، من عماد را خیلی دوست داشتم و از بازی در قالب این کاراکتر بسیار لذت بردم. در هنگام بازی در نقش عماد خودم را فراموش می کردم و فکر نمی ‌کنم دوباره بتوانم چنین نقش فراز و فرودی را بازی کنم. عماد، هم خالی از عاطفه و خشم است و هم پر از عاطفه و خشم. انتقام خودش را از خودش می گیرد.

_ شما نقش یک جاسوس عراقی را در سریال مینو بازی می کردید. نگران نبودید در قالب این نقش کلیشه شوید و پیشنهادات بعدی به شما فقط نقش ‌های منفی باشد؟

نه، هیچ وقت نگران این مسائل نیستم. اساسا مگر خبر داریم که قرار است چه نقش‌ های دیگری به ما پیشنهاد می‌ شود یا اصلا زنده هستیم یا خیر؟ از خدا می‌ خواهم که دوباره نقش‌ های منفی خوب به من پیشنهاد شود.  یکی از دلایلی که عماد را دوست داشتم خاکستری بودنش بود. دوست ندارم با گریم، متفاوت شوم و نقش منفی بازی کنم؛ یعنی فقط بیرونم تغییر کند و در درون همانی باشم که بودم. برای مثال، کسی در کوچه و خیابان یادش نمی‌ آید که بازیگر نقش محمد بن ابوبکر در سریال «امام علی(ع)» یا دکتر حشمت در سریال «کوچک جنگلی» چه کسی بوده است، چرا که بازیگر آنقدر خوب نقش را بازی و کاراکتر را برجسته کرده که خودش به چشم نمی آید. از آن سو، بازیگرانی را هم داریم که اول بازیگر هستند و بعد، کاراکتر. اگر بازیگر نقش را تیپ بازی نکند دیگر نباید نگران باشد که کلیشه شود.

_  به نظر شما عماد در کلیت کاراکتری شبیه به فواد با بازی حامد بهداد در فیلم «روز سوم» نیست؟ تیم نویسندگان سریال مینو به ذهن ‌شان نرسید که عماد شاید شبیه فواد شده باشد؟

در کلیت نه. مثل این است که بگوییم هر کسی که نقش معتاد را بازی کند شبیه کاراکتر «سید» در فیلم «گوزن ها» می‌ شود. کاراکترها ممکن است اشتراکاتی داشته باشند اما عملکردشان با هم متفاوت است. فواد هم یک جاسوس عراقی بود که در خرمشهر زندگی می ‌کرد و بعدها به ارتش عراق ملحق شده بود. کاراکتر عماد اما با فواد متفاوت است. او از سال ۱۳۵۲ و در شهر شیراز برای عراق جاسوسی می‌ کرده است. ما موقع نوشتن اصلاً به این موضوع فکر نکردیم که عماد شبیه فواد روز سوم هست یا نه. ضمن اینکه فکر می‌ کنم کاراکتر فواد را حامد بهداد خیلی خوب درآورده است. باید ساختار اثر را در نظر گرفت و سازنده اش را. به نظرم بهداد یکی از بهترین و عجیب ترین بازی هایش را در روز سوم ارائه نموده و کاراکتر فواد را بی‌نظیر درآورده است. فکر نمی ‌کنم خود کاراکتر فواد در فیلمنامه این قدر برجسته بوده باشد. لحظات ساخته شدن با نوشتن خیلی متفاوت است. گاهی بازیگر از خود ارزش افزوده به نقش می دهد. نه تنها کاراکترهای فواد و عماد با هم متفاوت هستند که حتی نوع بازی ‌ها هم خیلی تفاوت دارد.

_  عماد در مواجهه با همسرش «ساره» در مقابل مینو رفتاری غیرموجه و حتی طلبکارانه دارد. به عنوان بازیگر و نویسنده چقدر سعی کردید نوع مواجهه او با همسرش برای مخاطب باورپذیر باشد؟

ساره همسر سابق عماد است و در سیستم جاسوسی، نقش همسر او را بازی می ‌کند. یعنی، همسر واقعی او نیست. ساره به دلیل سیستم جاسوسی و امنیتی نقش همسر عماد را بازی می کرده که در ادامه به هم علاقه‌مند شده و یک زندگی را تشکیل داده ‌اند. در قصه هم می‌ بینید که ساره در جایی از عماد کنده و رفته است. اینها قرار بود در سری دوم سریال مشخص شود که متاسفانه به دلیل برخی از سهل انگاری ها میسر نشد. ساره و عماد از هم جدا شده بودند و حالا، ساره به خاطر ماموریت بازگشته است، آن هم غیرموجه و طلبکارانه.

_  اولین مرتبه ای که به شما گفتند شبیه مرحوم خسرو شکیبایی هستید چه احساسی داشتید؟

خب چه حسی می توانم داشته باشم؟! به نظرم شبیه بودن فقط به معنای صدا و تصویر نیست، رفتار و منش هم دخیل است. کسانی که برای مرتبه اول گفتند احتمالاً به خاطر صدایم بوده است. من هم در تئاتر تمرین بیان کرده ام. خوشحالم که با خسرو شکیبایی به عنوان یکی از بهترین و نوستالژیک ترین بازیگران ایرانی که تا قرن ها می‌توان به حضورش افتخار کرد مقایسه شوم.

_  این شباهت در حوزه بازیگری برایتان یک فرصت محسوب می شود یا تهدید؟

قاعدتاً تهدید، نه به معنای تهدید عام که از لحاظ متهم شدن به تقلید کردن و ادا درآوردن. همه دوست دارند قضاوت کنند و حرف بزنند. یک چیزی بگویند که یعنی ما بهتر می فهمیم. از دیگر سو، این شباهت یک فرصت هم محسوب می‌ شود به شرطی که از این فرصت چگونه استفاده کنی. اگر خود را شبیه کنی و از آن طریق پول دربیاوری و بپذیری از خودت چیزی نداری، می شود فرصت طلبی. اما اگر از این شباهت در دلم استفاده کنم نه در بازی ام؛ که نگویند شبیه خسرو شکیبایی هستی، می‌تواند مفید هم باشد.

_ خودتان چقدر سعی کرده اید از این کلیشه دور باشید چرا که کار شما دو برابر سخت‌تر است؛  هم باید نقش مورد نظر را بازی کنید و هم ذهن مخاطب را از خسرو شکیبایی بودن دور سازید؟

کار سختی است اما خوشحالم از اینکه با کسی مقایسه می ‌شوم که تا نوک قله افتخار رفته است. در خسرو شکیبایی هم بازیگر را می ‌دیدی و هم نقش را. مثل مرادبیگ در سریال «روزی روزگاری» که می ماندی مرادبیگ است یا خسرو، یا بازی در فیلم‌ «هامون» و نقش حمید هامون یا حتی در سریال «خانه سبز» و کاراکتر رضا صباحی یا بازی اش در «مدرس» که شاهکار عجیب و غریبی است. یادت می رود این مدرس است یا خسرو. شکیبایی مرزها را می شکافت. غایت بازیگری هم این است که هم خود بازیگر برای مخاطب باورپذیر باشد و هم نقشش.

_  چه بازخوردی از مخاطبان در پخش اولیه سریال مینو از شبکه یک سیما و بازپخشش از آی فیلم گرفتید؟

بازخوردها خوب بود. الان هم که در حال پخش از آی فیلم است بازخوردهای خوبی می گیرم. در زمان نمایش اولیه مینو، همزمان سریال «بچه مهندس 2» هم با بازی من پخش می ‌شد. برای برخی از بازیگران شاید اتفاق خوشایندی باشد اما من دوست نداشتم تلاش های دو ساله ام در عرض یک ماه و همزمان به نمایش درآید. یک مقایسه را هم برای مخاطب به دنبال داشت. سریال مینو را مردم دوست داشتند، چرا که یک زیبایی تلخ از جنگ داشت. از کلیشه ‌ها دور بودیم و تلخی ‌ها را به زیبایی به نمایش گذاشتیم. برای سریال مینو خیلی زحمت کشیده شد. چه در جلوی دوربین و چه در پشت صحنه همه کار کردیم. در صد متر، یک کلانشهر را بازسازی کردیم. خیلی ‌ها فکر می‌ کنند با توجه به اینکه سریال را سازمان اوج تهیه کرده دستمزدهای آنچنانی گرفته ‌ایم در حالی که اصلاً این گونه نبود. امیر پوروزیری هم به عنوان کارگردان خیلی زحمت کشید و تعجب می‌ کنم که چرا فصل دوم مینو را‌‌ نساخت، در حالی که تمام مقدماتش آماده بود و خبرش هم اعلام شد.

_  خودتان مخاطب آی فیلم هستید؟

هر از گاهی آی‌ فیلم را می ‌بینم.

_  این روزها مشغول چه کاری هستید؟

یک مجموعه را ضبط می کنم شامل خوانش قطعات عاشقانه نمایشنامه های مختلف تحت عنوان «عاشقانه خوانی». کمی هم می ‌نویسم. مستند هم کار می ‌کنم.

بیشتر بخوانید:

دانلود و تماشای سریال «مینو»

رعنا مظلوم نبود

رضا از حرف خود کوتاه نمی‌آید

امشب در آی‌فیلم: مواجهه دوباره مینو و رضا

در قسمت چهارم مینو می‌بینید

/ س م

نظر شما
ارسال نظر